مرتضى مطهرى
270
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پوشيدن جامه و تأسيسات ايالات و مراقبت در نهادن هر چيز به مكان خود و شعر و ترسّل و نطق و خطابه و قوت عقل و كمال پاكيزگى و درستكارى و ستايشى كه از پادشاهان خود مىكردند ؛ در همهء اين مسائل برترى ايرانيان بر اقوام جهان مسلّم بود . تاريخ اين قوم سرمشق كسانى است كه پس از آنان به نظم ممالك مىپردازند . » عجيب اين است كه كريستن سن پس از نقل همهء اينها مىگويد : « ايرانيان در طى قرون متمادى ، مقام پيشوايى معنوى خود را در ميان ملل اسلامى نگاه داشتند اما نيروى خلقى و سياسى آنان بعد از سقوط دولت ساسانى خيلى ضعيف شد . سبب اين ضعف - چنان كه بعضى پنداشتهاند - اين نيست كه دين اسلام از حيث استوارى مبانى اخلاقى كمتر از دين پارسى بوده است ، بلكه يكى از علل انحطاط ملت ايران وضع « حكومت عامه » است كه با اسلام بر قرار شد . طبقات نجبا رفته رفته در ساير طبقات توده فرو رفته ، محو گرديدند و صفاتى كه موجب امتياز آنان بود ضعيف شد . » البته مقصود كريستن سن از نيروى خُلقى كه در رديف نيروى سياسى آورده است اخلاق سياسى است كه با اخلاق انسانى در جهت مخالف قرار دارد . از نظر اخلاق سياسى يعنى همان دريچهاى كه كريستن سن اينجا از آن دريچه نگريسته است ، سقوط طبقهء نجبا و ضعيف شدن صفات خاص آنها كه به موجب آن صفات يك اقليت ناچيز حكومت و قدرت و ثروت را در دست گرفته و حقوق اكثريت انبوهى را به خود اختصاص مىداد و آنها را در خدمت خود مىگرفت و استثمار مىنمود و دولت مقتدرى بر روى اين اساس به وجود آورده بود ، موجب تأسف است ، اما با مقياس و معيار بشرى و از نظر اخلاق انسانى ، سقوط طبقهء اشراف و باز شدن راه براى « حكومت عامه » نه تنها موجب تأسف نيست ، بلكه موجب كمال خرسندى است . از نظر آموزش و پرورش دورهء ساسانى كه چگونه بوده و بر چه اساسى بوده است ، اطلاع كاملى در دست نيست ؛ هرچه بوده همان بوده كه به وسيلهء « هيربد » ها صورت مىگرفته است . هيربدها محتويات اوستا را به مردم تعليم مىدادهاند ، چيز ديگرى در اختيار نداشتهاند .